تبليغاتX

چفیه یعنی عشق
دل نوشته ها ، خاطرات شهدا و جبهه
دوشنبه 1390/08/16 ساعت 1:59 بعد از ظهر
 

باز پیک روضه رضوان عشق

خواند ما را جانب سلطان عشق

کای همایون طائر عرش‌آشیان

وقت آن شد تا شوی مهمان عشق

 

عید قربان بر عاشقان مبارک

 

 

 

نوشته شده توسط گمنام | موضوع: | لينک ثابت |
یکشنبه 1389/05/17 ساعت 10:26 قبل از ظهر

 

بسم رب الحسین 

 

ياد پوتينهايي بخير كه مشكي بودند

 

 اما از پس خود ذرهاي تيرگي و تاريكي به جاي نگذاشتند

 

 و جاهايي رفتند كه كفشهاي ديگر جرأت

 قدم نهادن به آنها را پيدا نكردند

 

 

 

نوشته شده توسط گمنام | موضوع: | لينک ثابت |
یکشنبه 1389/05/17 ساعت 10:15 قبل از ظهر

سلام عزیزان

 

با اجازه ی همگی می خواهیم آرشیو

 *چفیه یعنی عشق* را ورق بزنیم

 

 

 

نوشته شده توسط گمنام | موضوع: | لينک ثابت |
چهارشنبه 1389/03/19 ساعت 11:31 بعد از ظهر

 

خدايا به تو پناه ميبريم

 از آن روزي که لباسهاي خاکي را با خاک عوضي بگيريم

 و به ولايت و رياست به يک چشم نگاه کنيم.

وظيفه و نتيجه را يکي بدانيم،

شهادت را خسارت بپنداريم و راه شهداء را با خودشان خاک کنيم.  


دير يا زود، همه ما خواهيم رفت.

 همه ما به سوي مقصد اصلي و جايگاه هميشگي کوچ خواهيم کرد،

آري در رفتن هيچ شکي نيست،

مهم چگونه رفتن است

نوشته شده توسط گمنام | موضوع: | لينک ثابت |
سه شنبه 1389/03/18 ساعت 1:59 بعد از ظهر

 

سلام

بعد از ۱۱ ماه با قلب جدید بروزم

یاد امام و شهدا دل رو می بره کرببلا

سبک بالان ساحل هــــــــــــــا

برای دریافت عکس با اندازه واقعی اینجا کلیک کنید!

 

 

 

 

نوشته شده توسط گمنام | موضوع: | لينک ثابت |
پنجشنبه 1388/04/18 ساعت 9:3 قبل از ظهر

 

در محور ارتفاع 143 در روز ولادت امام جواد (ع) يك سنگر بتوني خيلي بزرگ نظر ما را

 بر خود جلب كرد.

سنگر بلندي قرار داشت و پله‌هاي بتوني محل رسيدن به آن بود.

 محل به نظرمان مشكوك مي‌رسيد.

طول و عرض سنگر حدوداً 4*3 متر بود و شايد هم بزرگتر. كف آن هم سي-

چهل سانتي متر بتون ريخته بودند. آنجا را كه مشكوك بود،

 با بيل كنديم كه به قطعات بدن يك شهيد برخورديم.

 پاها و تن شهيد را كه درآورديم،

 متوجه شديم شانه، دستها و سرش زير پله بتوني است.

در حال جمع‌آوري بدن او بوديم كه

 يك پوتين ديگر به چشممان خورد. شروع كرديم به كندن كل اطراف سنگر.

سرانجام 5 شهيد پيدا كرديم

كه روي آنها بتون ريخته و سنگر ساخته بودند. آنهم سنگر فرماندهي...

 

نوشته شده توسط گمنام | موضوع: | لينک ثابت |
پنجشنبه 1387/10/19 ساعت 8:50 قبل از ظهر

 

بعد از هزار و سیصد و چهل و چند سال، هیچ از خود پرسیده ای

 

 كه چرا اینان خود را  راهیان كربلا  نامیده اند،

 

 با این همه شیدایی و اشتیاق كه هنوز

 

 قافله سال شصت و یكم هجری قمری به بیابان كربلا نرسیده است.

 

 مگر آنان سر مبارك امام عشق را بر فراز نیزه ندیده اند؟

 

مگر شفق را ندیده اند كه چه سان در خون نشسته است؟ ...

نوشته شده توسط گمنام | موضوع: | لينک ثابت |