تبليغاتX
چفیه یعنی عشق

سه شنبه 1385/05/31 ساعت 11:57 قبل از ظهر

 

شهادت هنر مردان خداست ( امام خميني)
عشق صغير عشق بنده به خداي تعالي است و عشق کبير عشق خدا است

 به بندگانش وچنين مقرر شد که عشق کبير بخواند شهيد را که شهيد نظر مي کند

 به وجه الله از او نقل است :

 که من زيرک تر از آنم که عشق اين جهان گزينم
وقتي که در خانه ي رب العالمين معشوق بي همتاي اولين وآخرين
به معجزه ي کرمش باز شده مرا توان نيست که از آن راحت چشم بپوشم
سالها روح اثيري يم در شبستان فراقش گداخته شدحال که وقت ديدار است
بال وپر شکسته گوشه اي بخزم ومصلحت تن اختيار کنم که چه ؟
مستم ومشتاق ديدار يارم ...نه اهل معامله و غبن وخيارم
شعله ام به جان خود زنم آتش ....پروانه گر مجاب شد پيش من آرش

 


شهيد رضا ايماني از خانواده اي اصيل ومذهبي بود

 در 15 سالگي روح طوفان زده اش به امواج انقلاب اسلامي گره خورد
خوش درخشيد وخاطره اش جاودان شد
رضا از درک بالايي برخوردار بود اهل مطالعه بود زياد کتاب مي خواند

وخيلي بيشتر از سنش مي دانست
کتابخانه ي مسجد محل به يمن وجودش بسيار غني بود

لحظه اي آرام وقرار نداشت کمتر به خانه سر مي زد وبه قول خودش آرامش !!!
 آرامش مي خواهي بيا جبهه !!!وقتي پدرش نگران مي شد مي گفت

 بابا در مسجد هستم اين که نگراني ندارد.
وبه دوستانش سپرده بود اگر بابا زنگ زدند بگوييد که من شب مسجد مي خوابم

.بعد خودم مي روم توضيح مي دهم
 پدر هم مي دانست اما به روي خود نمي آورد و مي گفت چند شب بايد در مسجد بخوابي !!!
به قول پدرش از بس رضا مظلوم است همه دوستش دارند
روزي اتفاقي ايشان را در خيابان ديدم چهره اش عجيب نوراني بود از هميشه نوراني تر
 به خانه که رسيدم گفتم بچه ها رضا رفتني است ... او شهيد مي شود
 واين آخرين باري بود که او را ديدم
او رفت وبه عشق لايزالش پيوست...رودخانه اگر بود به دريا پيوست
وچنين بود که برسرخوان عشق کبيرابدي شدومن هرگز آن چهره ي نوراني را فراموش نکرده ام
 وصيتش گرچه کوتاه اما پراز معنا بود
 انقلاب وامام را تنها نگذاريد
پرهيزگار باشيد واز مال حرام دوري کنيد ...

به ياري ي مستمندان بشتابيدکه خير دنيا و آخرت در آن است.
به پدر ومادر نيکي کنيد
 بيگانگان را هرگز دوست مشماريد که از آنها خيري به شما نمي رسد
خون شهيدان را پاس داريد
 ان المتقين في جنا ت وعيون ( آيه 45 سوره ي حجر )

راهش مستدام وروحش شاد
صلوات بر محمد وآل محمد.... خدايا ما رانيز از صالحين قرار ده .... آمين يا رب العالمن

تهيه شده توسط : شيدا  

نوشته شده توسط :قافله عشق | موضوع: | لينک ثابت |
جمعه 1385/05/27 ساعت 4:39 بعد از ظهر

پرسيدی:

بعد از شهدا چه کرده ايم ؟

جوابت دادم :

هيچ

از حرمت آلاله نوشتيم

در حالی که

پای مان روی لاله ها بود

 

شهدا شرمنده ايم

عجب از ما واماندگان زمین گیر که در جستجوی شهدا به قبرستانها می آئیم ؛ این خود دلیلی ایست بر آنکه از حقیقت عالم هیچ نمی دانیم.

مرده آنست که نصیبی از حیات طیبه شهداء ندارد و اگر چنین است از ما مرده تر کیست؟

سید شهیدان اهل قلم

 

نوشته شده توسط :قافله عشق | موضوع: | لينک ثابت |
چهارشنبه 1385/05/11 ساعت 8:34 بعد از ظهر

 

مهتاب امشب بار ديگر مي درخشد

 

تا بر دل پاك شهيدان نور بخشد

 

هر گوشه اي در سنگري رازو نياز است

 

 امشب در رحمت يقينا باز باز است

 

فرياد « يا مهدي » شكوهي عاشقانه است

 

اين جا ره آورد سخن ها صادقانه است

 

هر عاشقي همراه همرزم  رشيدش

 

فرياد « يا زهرا» بود تنها اميدش

 

قصدش دفاع ار ساحت دين است و قران

 

سر فصل هر گامش نشان از اوج ايمان

 

اينك من و تو راز دار اين قياميم

 

ما مجريان سرخ اين پياميم

 

راه شهيدان منشاء فيض و كمال است

 

سر فصل شوق است و نويدي از وصال است

نوشته شده توسط :قافله عشق | موضوع: | لينک ثابت |
جمعه 1385/05/06 ساعت 1:29 بعد از ظهر

 

سالهاست که در سکوت و خلوت شب به جبهه ها می نگرم

و به جدايی بين خود و خاکريزها می انديشم

و در اندوه ياران و مردان خاکی پوش

با دلتنگی خود مويه سرايی می نمايم

وهربار دلم را روانه کمين ها در قلب دشمن «قلاويزان» و

سنگرهای متروک شده «چنگوله» می کنم.

همان جايی که نقطه رهايی و وصل به خدا بود.

همان جايی که بهترين ماوا وگذرگاه مردانی مردی بود که هنوز

خاک پايشان طوطيای چشم مان و

رد گامهايشان يادآورحضورسبزشان درميدان خون و شهادت

است.

مردان خاکی ٫ خاکريزنشينی که ذکردعا و زمزمه های نيمه شبشان

در سنگر های به ظاهر تاريک ودر معنا نورانی جبهه ها

عرش را به تسبيح وا می داشتند

و با پشت پا زدن به آمال و آرزوهای دنيوی

لحظات شيرين شهادت را تجسم و به انتظار می نشستند

وهمچون پرستوی مهاجر تا فراسوی رازها پرواز می نمودند.

وبا عبور از لابه لای ابرها و کهکشانها 

خود را به ستاره پرفروغ می رساندند

و برای هميشه آشيانه خودرا ترک و با اين ديار غربت خداحافظی می نمودند.

وبا شمع وجود خود روشنايی بخش ره گم شده

ما در پيچ و خم های روزمره زندگی شدند  

 

نوشته شده توسط :قافله عشق | موضوع: | لينک ثابت |
;