تبليغاتX
چفیه یعنی عشق

جمعه 1385/06/31 ساعت 11:43 قبل از ظهر
 

بسم رب الشهدا وصديقين

 

...به مناسبت هفته دفاع مقدس

شهيدان

اي شهيدان:

جاودانگي اگر تصوير مي شد به رنگ خونتان در مي امد.

عزت اگر تجسم مي يافت تنديسي از حماسه شما مي گشت.

 حماسه اگر زبان داشت، نام شما را بر زبان مي اورد.

شما شهيدان ،ديباچه فرشيد، عنوان ايمانيد،

نامتان نگين زينت بخش حلقه عاشقان است.

هر كوچه كه بنام شما اذين يافته ،عطر شهادت دارد.

 هر معبري كه تصوير شما بر ان نقش بسته؛ اگهي بهشتي شدن شماست،

هردفتري كه يادي از شمارا در بردارد

 گلبرگ صداقت و ايثار است.

خونتان، بن بست ها را به بزرگراه تبديل كرد.

مرگتان ،زاينده حيات بود.

شهادتتان ميراننده ي مرگ بود.

سرخي خون رگهايتان، سرسبزي جوانه هاي ايمان را بيمه  كرد.

چهره اغشته به خونتان، سيماي اسلام را جلا بخشيد.

كدام هجوم است كه بتواند  گلزار شهادت شما را تاراج كند؟؟

شما در قصه هاي ما تداوم نمي يابيد بلكه داستانهاي ما كه درباره شماست،

 جاودانه مي ماند.

شما فدايي حقيد، اسماعيل اخلاص و تسليميد........

التماس دعا

 

نوشته شده توسط :قافله عشق | موضوع: | لينک ثابت |
پنجشنبه 1385/06/16 ساعت 8:11 بعد از ظهر
 

       

اى عزيز! ببخش بر من اگر با جانى نه پاك و دلى نه روشن و اعمالى نه مقبول،

مشتاق تواَم،اما باور كن كه

در سر سودايى جز محبت تو نيست و خيالم از نقش و نگار تو پر است

       

ميلاد خجسته مهر سپهر سروری

 

بر شيفتگان خاندان آل طـاهـا تبـریک وتهنیت باد

 

      

 

 

نوشته شده توسط :قافله عشق | موضوع: | لينک ثابت
پنجشنبه 1385/06/16 ساعت 7:39 بعد از ظهر

 

خليج ،    ميهمان دل هاي دريايي

 

 فكرش راهم نمي كرديم كه روزي بخواهيم در دريا بجنگيم،

 

هر چند آن روزها تنها راه رسيدن به آبادان ، دريا بود .

 

ماها از محاصره آبادان مي گذشت و عراقيها از 360 درجه محيط آن ،

 

330 درجهاش را در اختيار داشتند .آنچه براي ما مانده بود ،

 

حد فاصل ميان  رود بهمن شير بود و اروند رود .

 

از شمال هم به كارون و خرمشهر مي رسيدي كه مدتها از سقوط آن مي گذشت.

 

 بايد از ماهشهر سوار لنج مي شدي وبه سمت غرب مي آمدي

 

واگر هواپيماهاي عراقي امان مي دادند،مي رسيدي به خسرو آباد .

 

از آنجا هم روي جاده زير آتش ،خودت را مي رساندي به شهر آبادان.

 

 

 

بار اول در خيبر تنمان به آب خورد البته قبل از ان هم در فتح المبين

 

 و بيت المقدس رودخانه و آب سرد راهمان بود ،

 

اما عراقي ها آن قدر با رودخانه فاصله داشتند كه بتوانيم با پل

 

 از رود كرخه يا كارون عبور كنيم و نياز به غواصي نداشته باشيم .

 

 در هور اما مسئله فرق مي كرد .وقتي به اروند رسيديم دريافتيم

 

 كه عراقي ها براي غواص هامان هم رادار كاشته اند

 

 تا مبادا كسي از رود به سوي مواضع مستحكمشان يورش برد .

 

          

فاو را گرفتيم ،

 

شايد اولين بار بود كه خليج فارس طمع شهداي ما را مي چشيد.

 

از آن سه هزار غواص،هر كه به آن سو نرسيد همان دريا بود

 

 حتي جنازه برخي از بچه ها را در ساحل كويت پيدا كرديم .

 

فاو را كه گرفتيم ديگر ارتباط عراق از دريا قطع شده بود و

 

 ديگر آن پايگاه موشكي آزار دهنده زير گام  هاي ما قرار داشت .

 

      

 

 

از كربلاي سه كه برمي گشتيم ،  شش نفر مفقود شده بودند

راستش شايد براي همين بود كه اين قدر كشته و مرده غواص شدن

 

 بوديم كه تير بخوري و رگه هاي خونت با آب شور خليج فارس

 

 در هم بياميزد و آب تو را ببرد

 

و كسي جز دريا نداند كه كجايي ؟؟؟؟

 

 

نوشته شده توسط :قافله عشق | موضوع: | لينک ثابت |
چهارشنبه 1385/06/08 ساعت 6:16 قبل از ظهر

 

يك جفت پوتين بي بند
كه از تمام قفسهاي مه آلود گذشت
يك پيراهن خاكي كه آسمان را در خود پنهان داشت
شهيدان شبهاي بي مهتاب
مرا عفو كنيد
اگر در نيمه راه از ارابه شفاف شما پياده شدم
حاليا
به كفاره اين گناه سترگ
همه كلمات سپيدم را
بسيج مي كنم

يك جفت پوتين بي بند......

 

تهيه شده توسط : پرستو

 

 

نوشته شده توسط :قافله عشق | موضوع: | لينک ثابت |
شنبه 1385/06/04 ساعت 1:45 بعد از ظهر

 

............

بخشی از وصیتنامه شهید علی باز یار:

خدایا نمی خواهم دیگر از تو دور شوم

خدایا گمنامم کن و غریب وار خونم را بخر

دستم را بگیر زیرا دست های ضلالت به طرفم کشیده شده است

خدایا معذرت می خواهم زیرا بر من رحمت نازل کردی عصیان نمودم

عطا کردی خطا کردم عفو کردی گناه کردم

 

تهیه شده توسط :آقای احمد کرمی ازوبلاگ لاله زار

 

 

نوشته شده توسط :قافله عشق | موضوع: | لينک ثابت |
;