تبليغاتX
چفیه یعنی عشق

دوشنبه 1385/07/24 ساعت 4:26 بعد از ظهر

 

 

 

 

خدايا به آسمان بلندت سوگند، به عشق سوگند، به شهادت سوگند،

 به علي سوگند،

 به حسين سوگند، به روح سوگند، به بي نهايت سوگند، به نور سوگند،

به درياي وسيع سوگند، به امواج روح افزا سوگند،

به کوههاي سر به فلک کشيده سوگند،

 به شيپور جنگ سوگند، به سوز دل عاشقان سوگند،

به فداييان از جان گذشته سوگند،

به درد دل زجرکشيده گان سوگند، به اشک يتيمان سوگند،

 به آه جانسوز بيوه زنان سوگند، به تنهايي مردان بلند سوگند که من عاشق زيبائيم.

چه زيباست همدردعلي شدن، زجر کشيدن،

از طرف پست ترين جنايتکاران تهمت شنيدن،

 از طرف کينه توزان بي انصاف نفرين شنيدن،

 چه زيباست در کنار نخلستان هاي بلند در نيمه هاي شب،

سينه داغدار را گشودن و خروشيدن و با ستارگان زيباي آسمان سخن گفتن،

 چه زيباست که دراين موهبت بزرگ الهي که نامش غم و درد است،

شيعه تمام عيارعلي شدن."

 

 

نوشته شده توسط :قافله عشق | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه 1385/07/10 ساعت 1:46 بعد از ظهر

    

نمي دونم  شهيد محمدتقي طاهر زاده رو ميشناسيد يا نه؟

همون جانبازي كه در سن 17 سالگي جانباز شد و 18 سال در كما بود و

 پدرش از او نگهداري ميكرد.سرانجام در سن 35 سالگي به شهادت رسيد

    

 

ديدار رهبر معظم انقلاب از شهيد طاهرزاده

محمد تقی! محمد تقی! می شنوی آقاجان؟ می شنوی عزیز! در آستانه بهشت.

 

 دم در بهشت.

 

 بین دنیا و بهشت قرار داده شده ای. خوشا به حالت! خوشا به حالت!

    

 

   

سالها صبورانه رفتنت را به نظاره نشستيم، غافل از اينکه رحمت خدا براي ما خاکيان غربت زده بودي، سالها غريبانه به ما نگريستي و فقط هر از گاهي خنده‌اي مهربانانه بر گوشه لبانت نشست، نازنين مسافر! چگونه اين همه سال با نيرنگ و دوروئي ساکنان زمين زيستي و دم برنياوردي. دل دريائيت چگونه اين همه جفا را تاب آورد. 
بزرگ عاشق بالاخره به آرزويت رسيدي و مهتاب دل بي‌قرارت به مهماني تو آمد، شايد آن هنگام که سر بر پيشاني‌ات نهاد دم مسيحائي او تو را به طلوعي تازه نويد داد و تو مشتاقانه بار سفر بستي و چه زود ما را داغدار نگاه مهربان خويش ساختي.
   
نازنين مسافر! گوارايت باد شراب طهور بهشتي

 

نوشته شده توسط :قافله عشق | موضوع: | لينک ثابت |
;