تبليغاتX
چفیه یعنی عشق

دوشنبه 1385/08/15 ساعت 2:42 بعد از ظهر

 

دو کوهه ،

 

ای پر از نوای کمیل ! ای پر از زیارت عاشورا ! و ای مثنوی معنویت بسیجیان!

 

 

امده ام کنار تو ،

کنار شانه های ستبر تو و بر زخمهایت بوسه می زنم  دو کوهه ،

ای دیوان خاطرات سرخ ! امده ام تا با تو از دلتنگی بسیجیان بگویم .

امده ام بگویم تنها تو نیستی ، که تنهایی ، ما نیز تنهائیم .

و دل خوشیم با مشتی خاطرات پریشا ن .

امده ام بگویم تو از همه بخدا نزدیکتری و

بهتر از هر کس در دل بسیجیان جای داری .

امده ام بگویم دلمان انبوه درد است . درد نا مهربانی و حسرت فراق دوستان .

انانکه خود نام اور بیشه های خوف و خطر بودند

و فریاد رسایشان کمر دشمن را می شکست ،ا

ینک گمنام ترینند . تنها تو هستی که از زمزمه بسیجیان اگاهی .

خوشا بحالت !

لاله هایی که در دامان تو بود بعد از این در دامنه هیچ دشتی نتوان یافت .

با تو و اروند و شلمچه و قلاویزان و شاخ شمیران و ماووت جور دیگری باید صحبت کرد

باید از شما با واژه های اسمانی سرود.

ای یادگار حاج همت !

ای صبور غریب !

ای عطر بسیجیان پیچیده در تنت !

در ان روزگار علی (ع) با چاه درد دل می کرد اینک و

در این روزگار ما نیز با تو بازگو می کنیم دلتنگیهایمان را .

ما را دریاب ، دوکوهه !

نوشته شده توسط :قافله عشق | موضوع: | لينک ثابت |
جمعه 1385/08/05 ساعت 3:8 بعد از ظهر

 

ياد قمقمهها بخير كه آب حيات از آنها ميجوشيد

 

و پاياني نداشت

 

 

....?

 

ياد فانوسقه بخير كه كمرهاي زرين جهاد را محكم ميكرد

 

و حلقههاي اسارت دنيا را ـ نه يكي پس از ديگري،

 

كه همه رابا هم ـ ميگسست.


 

 

نوشته شده توسط :قافله عشق | موضوع: | لينک ثابت |
;