تبليغاتX
چفیه یعنی عشق

چهارشنبه 1386/10/26 ساعت 10:26 قبل از ظهر

 

صداي زنگ قافله  بگوش ميآيد ؛ صداي گريه آب از شرمساري عطش کاروانيبان ؛

 

صداي هل من ناصرٍ ينصرني ........

 

جانم به فداي تو اي عزيز زهرا ، اي حسين جان.........

 

باز بوي محرم در هواي شهر پيچيده .


بوي محرم يعني روح حسين و روح حسين يعني بيعت ناگسستني ما با اسلام ,

 

با محمد امين و با خون هاي جاري در صحراي کربلا .....


بوي محرم همان بوي آشناييست که بي عدالتي ها و نا مردمي ها در سفر زمان ذره اي

 

از عظمتش کم نکرد و دل ها را با آن طراوت بخشيد و ايمان را در سينه ها زنده نگاه

 

داشت .


محرم يعني ايستادگي .محرم يعني پايداري.و محرم يعني محبت .


آري اين ماه عزيز, در طول تاريخ , دل‌هاي بي شماري را با اسلام آشتي داد وبه راستي

 

 که دين جز محبت نيست .و کربلا مادر همه ي محبت هاست ....


کربلا سرزمين قيام هفتاد و دو انسان است . انسان هايي که به گواهي تاريخ مهربان

 

ترين و با گذشت ترين هاي خلقت بوده اند . انسانيت داشتند و در برابر آرمانشان از

 

زندگي، اين وسوسه ي هميشگي بشر و خانواده گذشتند . انسان هايي که تن به اسارت

 

ندادند و با خون خود روان خويش را آزاد کردند :


نبيند مرا زنده با بند کس که روشن روانم بر اين است و بس.

 

که آزادگي بزرگترين آرمان بشريست .

 

عاشورا , قيام عاشورا , نهضت عاشورا , تصوير زنده‌ايست از مبارزه براي خلافت و

 

 نه سلطنت !براي خلافتي که از جنس پادشاهي نيست . خلافتي از جنس حکومت محمد

 

 امين, که به حق شايسته ي برادري انسان ها بود و از جنس خلافت امير المومنين (ع).

 

مي گريم . در محرم مي گريم . در عاشورا مي گريم . در شام غريبان مي گريم ......


نه براي شهيداني که رستگار شدند که براي بي عدالتي, که همچنان جاريست .


براي محبت هاي فراموش شده اي که در يک ماه , در يک شب و بر سر يک علم

 

خلاصه شده اند . براي خودمان مي گريم ......

 

نوشته شده توسط :قافله عشق | موضوع: | لينک ثابت |
;